شکر ایزد!

((ما پارسال عید نرفتیم امریکا

امسالم نمیریم ایتالیا
کلا ما اینجوری هستیم
هر سال تصمیم میگیریم یکی از کشورای خارجو نریم!
شما چطور !؟))

داشتیم سوژه و مطلب کم می آوردیم حقیقتا!

اما شکر خدا که وبلاگ ((یک دختر خل گزارش میدهد را دیدیم)) و در نظرات خوانندگانش این مطلب را یافتیم که بسی جالب بود ، حقیقتی است! برای خودَش ... 

ما به عنوان جوکر مومن فضای مجازی هم به شدت با این وبلاگ خوان عزیز همزاد پنداری عجیبی داریم!

همه اش تصمیم میگیرم چیز های گریه دار ننویسیم...

این همه فقر را ببینیم و دم بر نیاوریم...

بازی انتخاباتی نامزدها را ببینیم و به کسانی که سیاستمردان گاها ... را باور کرده اند چیزی نگوییم...

مگر میگذارند؟؟؟!!!

چه عجیب است حال ملتی که از گذشته خود درس نمیگیرند...

و عجیب تر حال همین ملت که چه زیبا به خودشان دروغ میگویند!

و از همه این ها عجیب تر که کسی به این قشنگی نمی تواند به خودش دروغ بگوید... هیچ کس نمیتونه مثل مو به خودش دروغ بگه...

بله! ملتی که به دروغ لاف جوانمردی میزنند و جیب یکدیگر را به زیبایی و با لبخند میزنند!

ملتی که ترس در اعماق وجودشان لانه کرده ! آهنگ ای ایران ای مرز پر گهر را میخوانند و اگر دستشان برسد طوری هیکل مملکتشان را قهوه ای می نمایند که با آب رودخانه اروند هم نشود پاکش کرد!

ملتی که هی میگویند دست خودمان نیست سخت است! زندگی بیرحم است! کلاه خودت را بچسب که با نبرد! و برای اینکه کلاهشان را باد نبرد به هر سویی که باد منفعت وزید میروند و آخر کار سرگردان میشوند و بعد گریه میکنند که آی یکی بیاید از سرگردانی نجاتمان بدهد...

یهودی ها روزی به حضرت امیر(ع) گفتند که شما مسلمان به چه چیزتان مینازید حال بعد از اینکه پیامبرتان رحلت کرد در دینتان اختلاف کردید؟

حضرت در پاسخشان فرمودند که ما از شما برتریم چون ما پس از پیامبرمان در آنچه از ایشان به ما رسیده بود اختلاف کردیم حال آنکه شما پس از آنکه از رود نیل گذشتید هنوز پایتان از آب نیل خشک نشده بود که به پیامبرتان گفتید برای ما بتانی قرار بده که بتوانیم هنگام پرستش آن را ببینیم و در وجود خداییی که نجاتتان داد اختلاف کردید...

البته عین روایت نبود خودتان بگردید پیدایش کنید...

اما وجدانا یه کم شبیه یهودی ها نشده ایم؟

بجنبید برادران ایرانمان از دست رفت... شهدایمان منتظرند.... رهبرمان تنهاست... دولتمان ناتوان از حل مشکلات است... کمک لازم دارد(البته آن قسمتش که دنبال کلک و پشت هم اندازی نیست ها نه همه اش!!!) و کمکی بهتر از این نیست که ما گروه گروه مستقلا اختیار مسائل اقتصادی خویش را در دست بگیریم و به دولتمان کمک کنیم مرز پرگهرمان را معدن جواهری تبدیل کند که ناندانی جهانیان هم باشیم!

یدالله مع الجماعه!

بجنب برادر! از قسمت فحش دانی ما هم میتوانید برای ثبت نام و تشکیل گروه استفاد کنید! همین!!!


/ 4 نظر / 19 بازدید
شیخ نهایی

درود بر جوکر مومن و دوست داشتنی ، چقدر زیبا به دل شیخ نشست این جمله :: چه عجیب است حال ملتی که از گذشته خود درس نمیگیرند...! برایت آرزوی موفقیت دارم ، و متاسف از آنکه شیخ پیرتر از آنست که به جز از چانه اش کاری ساخته باشد! [قهقهه] شاد باشی

اقتدازی

ای درد اگر کوه باشی من در تو آتش فشانم خاکستر هستی ات را در بادها می تکانم آتش به جانم زدی تا از پا بیفتم ولی من در قلب خاکستر خود ققنوس می پرورانم برقامت استوارم توفان تو کار گر نیست می مانم ای درد! حتا با تکیه بر استخوانم بشکوهتر از دماوند در خاک خود ریشه دارم داغ زمین خوردنم را بر سینه ات می نشانم! توفنده مانند توفان غرنده مانند تندر امواج فریاد خودرا در خواب تو می دوانم در من غروری ست سرکش سوزنده مانند آتش هرگز نخواهی شد ایمن از خشم آتش فشانم تاریخ عضیان مارا انگار هر گز نخواندی! ایدیو مازندرانی! بازال هم داستانم جایی نداری در این جا ای درد! ای درد نامرد! برچین بساط خودت را از سایه ی آسمانم این شعر حماسی هم تقدیم به شما

؟

بجنبید برادران ایرانمان از دست رفت... فرزندان مان منتظرند.... .. نظام مان ناتوان از حل مشکلات است... کمک لازم دارد(البته خودش این رانمیداند یا قبول ندارد)و کمکی بهتر از این نیست که ما گروه گروه مستقلا اختیار مسائل اقتصادی خویش را در دست بگیریم ( یعنی اقتصاد خصوصی البته اگر نظام بگذارد) ما خودمان را اداره کنیم کا فی است مرز پرگهرمان معدن جواهری که ناندانی جهانیان خیلی از جهانیان است اعم از غزه ولبنان عراق مصر ترکیه دوبی .... !

؟

اتقافا ترجیح میدهم معدن ها بمانند وخرج توهمات عده ای نشوند