آخر به ما چه ربطی دارد!

بسم الله

چند روز پیش با خودم می اندیشیدم که چرا محله ما اینقدر بی درو پیکر است؟ سیم های برقش را می دزدند، تمیز نیست و ... الخ!

در تفکرات موهوم این حقیر فقط 3 راه به نظر رسید:

(تصاویر صرفا حالت طنز دارند و جدی نیستند)

1- کلا اداره محل را بدهیم به اصغر آقا که خیلی زورش زیاد است و بسیار هم منطقی و صاحب نفوذ است و از ظواهر امر بر میاید که آدم خوبی است!

2- اداره محل کماکان در دست شورا باقی بماند که در این صورت یک روز قیر نیست یک روز قیف نیست و یک روز هم کسی که قیر را میریزد نیست! *

3- اداره محل را بی خیال بشویم برود!

راه حل اول را که میگویند اصغر آقا خواهد زد و خواهد برد و خواهد خورد! البته چه چیز را معلوم نیست اما خوب میگویند! حتما چیزی هست که میگویند!

راه حل دوم هم که نتیجه اش همین محله درب و داغان ماست!

راه حل سوم هم که نتیجه اش معلوم است و ما رفته ایم چله گرفته ایم که شاید راهی را به ما نشان بدهند که از این وضعیت به در بیاییم!

/ 6 نظر / 59 بازدید
طنزستان فرشید

سلام به وبلاگ من سر بزنید ، اگه مایلید تبادل لینک کنیم [لبخند]

شیخ نهایی

برادر من ، دیکتاتوری در هر قالبی دیکتاتوری است ، بهتر است تاریخ حکومت کلیسا را بخوانید ، تا ببینید کلیسا چگونه بساط دین و دینداری را از اروپا برچید! البته در اینکه زمامدار بایستی صالح و با ایمان باشد شکی نیست ، اما نمیتوان با تمسک به آن هیچگونه خودکامگی را توجیه کرد ! شاد باشی

شیخ نهایی

برادر خوبم ، دیکتاتوری یعنی بی نیاز دانستن خود از رای و نظر جمهور جامعه ، چه بفهمند و مصلحت خویش بدانند ، چه نفهمند و ندانند ، چه به نظر ما صالح باشند ، چه فاجر! ، نمیدانم این تعریف راجع به صفویه صدق میکند یا خیر ، ولی بدون شک در مورد هم ردیفان آنها در امپراطوری عثمانی که البته به نام اسلام حکومت داشتند صدق میکند! [گل]

شیخ نهایی

البته در مورد یکی از حلقه های اخراجیها درست میگویید (اگر چه در آن هم اکثریت با اراذل است) ، اما در مورد دو تای دیگر و فیلم رسوایی چه ؟ در ضمن شیخ ما از هیچ سخنی که چون شما با متانت و ادب ادا گردد نمی رنجد ، و همواره گوش به زنگ است تا به اشتباهات خود اقرار نماید!

شیخ نهایی

و امید که برساند خداوند آن صاحب اصلی را ! [گل] شاد باشی

دخترسردرگم

کلا با نالیسم مشکل دارم حالا از هر نوعش که باشههه