حافیظ!!! از نگاهی دیگر!!!

بسم الله   حضرت حافظ و شعر همچون شکرش از زبان ... از زبان جوانان متاهل بخت برگشته: سلام کردم و با من به روی خندان گفت
پول و سکه را بکن رو و کم بگو یامفت!!!   از زبان حاجی بازاری های محترم: صبا گر گذری افتدت به کشور دوست
ببین و نما متعه صد هلوی نازک پوست!!!   از زبان کارمندان معصوم و گوگولی:
سوز دل ، اشک روان ، آه سحر ، ناله شب
این همه حاصل بی پولی و قبضی خفن است!!!   از زبان معتادان گرامی: این که من از جستجوی او ز خود فارغ شدم
یک دلیلش مصرف بی حد ما از منقل است!!!   از زبان جوکر مومن:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
یا پول را رها کن یا مغز و دین و وجدان!!!   از زبان قشر محترم اختلاس گران:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
برای دادن مهرش، بچاپم من شماها را!!!

از زبان جوانان دم بخت:  دوش لعلش عشوه ای میداد حافظ را ولی مهر او را چون شنید با دست و با سرمیگریخت!!!

از زبان مش غضنفر بقال محل: در مقامی که صدارت به فقیران بخشند
بحث ناجور سیاسی نکن آخر به تو چه!!!

/ 1 نظر / 9 بازدید
شیخ نهایی

زیبا بود مومن خدایت بیامرزاد ! [قهقهه] ناراحت نشو ، خدا زنده ها رو هم می آمرزه ! شاد باشی