داستهانهای خان عمو - قسمت اول - خان عمو کارشناس می شود!!!

مجری: سلام خان عمو خودتون رو معرفی می کنید؟

خان عمو: سلام پسرم، اینجانب خان عمو هستم متولد تهرون سال........ والا چرا دروغ، یادم نیست عمو...!!! فوق کارشناس اقتصاد بین المجالس خانوادگی!!!

مجری:عجب!!! خوب خان عمو جان نظر شما در مورد بهبود اقتصاد خانواده بعد از پرداخت یارانه ها چیه؟

خان عمو: والابهبود اقتصاد خانواده رو که نمی دونم،اما من یه کمر دردی داشتم که هر چی دوای وطنی استفاده کردم افاقه نکرد، وقتی که یارانمونو گرفتم رفتم واسه خودمو عزیز یه کرم گرفتم 100 هزار تومن. یه کم که بهتر شدم  دیدم قبض گاز اومد هوار تومن درد قلبم عود کرد، خلاصه واسه ما که این به اون در!!!

مجری: یعنی شما نمیدونستین که اول باید قبض ها رو پرداخت کرد بعد با یارانه خرید کرد؟

خان عمو: جان دلم شوما از تکنولوجی خیلی عقبی ها...!!! اونی که باهاش خرید می کنن رایانست نه یارانه برو کلاس رایانه سوات که یاد گرفتی میری یه جایی که نمدونم بهش میگن کدوم ترنت! احتمالا این ترنته!!! بعدش یه صفحه هایی میاد که کلی جنس بنجل توش هست!!! بعدش میخری و برات میارن در خونه تازه میفهمی چه کلایی سرت رفته!!! اما درکل چیز خوبیه عموجان!!! فهمیدی؟!!!

مجری: بعله الحق که شما فوق کارشناسی خان عمو بعد اونوقت تکلیف یارانه چی میشه؟

خان عمو: دو خط ریز دوخط درشت عموجان!!! باقیشم اگه رسید قبضا رو میدیم!!!

مجری: خوب شما نظرتون راجع به هدفمند سازی یارانه ها چیه عموجان؟!!!

خان عمو: هدفمند سازی چیز خوبیه عموجان!!! همین داداشم آ میز ممدعلی خان!!! هدف داشت که امروز کاسب بازاره!!! ما که یه عمر خدمت کردیم و هدف نداشتیم میبینی که شرمنده اهل و عیالیم جان خان عموجان!!!

مجری: اولا که خدا نکنه ، بعد منظور من اون هدفمندی نبود ها... من اون هدفمندی رو میگم که قراره با پولش کارخونه بسازن و مملکت رو آباد کنن ها...!!!؟؟؟

خان عمو: اِ.....؟ مگه همه پول ها رو ندادن به مردم دیگه با کدم پول میخوان کارخونه بسازن؟

مجری: خوب وقتی هدفمند بشه یارانه ها مردم قیمت های واقعی تری پرداخت میکنن ... مصرفشون کم میشه... پولش میره توی تولید سرمایه گذاری میشه و مملکت پیشرفت میکنه... درسته؟؟؟

خان عمو: والا اونو که بععععععععله... اما اولا به عمر ما قد نمیده که ببینیم آخرش چی میشه!!! بعدشم من الان هر چی بگم سیاسی میشه که اونم در صلاحیت بنده نیست!!! یعنی کلا خوشم نمیادها!!!! اگه میخوای از این سوالا کنی بدو برو دم در خونتون بازی کن بچه جان دهههههههه!!!! بازی بازی با دم هدفمندی هم بازی؟

مجری: خوب بگذریم خان عمو جان، نظرتون راجع به تورم چیه؟

خان عمو: عرضم به حضور پسر گلم که ورم در کل چیز خوبی نیست. بزار این جورابمو در بیارم بهت نشون بدم... ]مجری[ نه نه نه لازم نیست ما ندیده قبول داریم ... میفرمودین... ]خان عمو در ادامه[: بله عرض میکردم که ورم کلا چیز خوبی نیست...قدیما که ما جاییمون ورم میکرد یه یخی ضمادی دنبه ای چیزی عزیز میذاشت روش خوب میشد... حالا شومام امتحان کن شاید خوب شد!!!

مجری : نه خان عمو منظورم تورم اقتصادی بود... افزایش قیمت ها و گرونی ها و اینا....

خان عمو: آخه پسرم عزیزم گلم عمرم جونم چرا جو میدی هی آخه؟ گرونی کجا بود؟ تورم کیلو چند ؟ حالا گیرم که چند تومنی هم یه چیزایی گرون شد؟ آدم باید جار بزنه؟ آخه چقدر سیاسی کاری؟ حالا حقته ادبت کنم؟ حتما باید.... لا اله الا الله...!!!  بازم از این سوالا بپرسی خودت میدونیا.......!!!

مجری: باشه چشم!!! حالا شما حرص نخور!!! اصلا شما نظرت راجع به تحریم چیه...!!!

خان عمو: والا تحریم که چیز خوبیه!!! حالا چراشو میگم!!! در ایام جوانی چنانکه افتد و دانی ... ما تازه وصلت کرده بودیم که اومدیم خونه دیدیم ناهار نداریم... آقا ما رو میگی با عزیز دعوا......!!! اونم قهر کرد رفت خونه باباش!!! مام که اهل منت کشی نبودیم که .... هی کشک و ریختیم تو رشته اونم ریختیم رو سبزی هی نشد آخرش هی نیمرو خوردیم هی نیمرو خوردیم تا که شدیم سر آَشپز تمام عیار... تحریم اینش خوبه !!! از اون روز به بعدم عزیز جرات نکرده غذای بد درست کنه چونکه میدونه من خودم سرآشپزم!!!

مجری: جدی؟؟؟ بابا آفرین شما یعنی الان همه غذایی بلدین درست کنین؟

خان عمو: نه بابا جان!!! من عزیز و  تهدیدش کردم که مردم از بس نیمرو و تمام رو خوردم!!! میرم یه زن دیگه میگیرما....!!! اونم دید نه مثل اینکه جریان جدیه....!!!! برگشت سر خونه و زندگیش!!!

مجری: یعنی به نظر شما تحریم باعث خودکفایی نمیشه ؟

خان عمو: دیدی حالا تو آدم بشو نیستی ؟ ای سیاسی؟ای انحراف!!! حالا ما عرضه نداشتیم ، ما سوات نداشتیم، ما تنبل و تن پرور بودیم اما آمیرز ممدعلی خان داداشم که مثل ما نبود که !!! از روز اول باج نداد !!! شد یه آشپز حرفه ای!!! الان غذای منزلشون رو هم خودش درست میکنه!!! تازه آشپزخونه هم میخواد بزنه غذا بده بیرون!!! بله جانم.... اصلا شما داری از ما استفاده ابزاری سیاسی میکنی ما رفتیم....

مجری : خان عمو خان عمو کجا صبر کنین.... خان عمو.....!!!

/ 2 نظر / 19 بازدید
انتشارات حدیث قلم

با سلام دوستان عزیزی که اهل قلم هستند و تمایل به چاپ آثار یا نوشته های خود در هر سبکی به صورت شخصـــــی یا به صورت مجموعـــه ای دارند. این انتشارات آمادگی خود را برای چاپ آثار گرانبهای شما به صورت شخصی با کمترین هزینه و به صورت مجموعه فقط با چهل هزارتومان (40/000 تومان) اعلام میدارد. جهت اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 88214163-021 یا ایمیل آدرس Hadiseghalam@Gmail.com تماس حاصل فرمائید. مدیر بازرگانی خانم.شُکری

شيطوني

سلام دوست خوبم خيلي وبلاگه خوبي داري موفق و سربلند باشي اگه لايق دونستي به سايته منم سر بزن و خوشحالم ميكني اگه منو بذاري لينك دوستانت قول ميدم دوسته خوبي برات باشم به آينده اميدوار باش برات از خدا ميخواهم به اندازه بهت زيبايي بده اين گل ها تقديم تو باد [گل][گل][گل][گل]