از کرامات شیخ ما!!!

روزی شیخ را مر مریدان درب خانقه بکوفتی که ای شیخ چه بنشسته ای که بعض مریدان دستورات شیخ به جا نیاوردی و  در صله رحم کوتاهی نمودی و دین و شرع به خطری افتادی بس عظیم که ایشان را صله رحم چون خرد آمد در نظر از دادن اس ام اس ی حقیر نیز عار آمدی!!!

شیخ چون بشنید عرض حال جانسوختگان دلسوخته حقیر فقیر دلریش غافل از حال خویش را در فکر فرو برفتی و آنگه امر بنمودی تا عاصیان مریدان را سیم کارد موبایل به دولت واگذاردندی و ماتحت ایشان را به اراذل همایونشهر تا ایشان بدیشان رسم فتوت و مردت را نیک آموختی به نیکی!!!!

/ 2 نظر / 3 بازدید
mazmaz

bi adab chera jok mardomo taghir midi????????[عصبانی]

هالو هفت شنبه

جالب بود ! در واگویه حکایت بسی رعایت شیخ شده بود ، به نیکی ! اما شرم دارم از دیدن ، نام حضرت امام خمینی در انتهای حکایت ، پس خمینی شهر را به "سده " یا "همایونشهر " که نامهای قدیمی آن بودی تغییر دهی ، نزدیکتر بودی به صواب ، و نیکی ! شاد باشی [گل]