ما به چه چیزهایی میخندیم؟

ما به چه چیزهایی میخندیم؟

به اصغر آقا وقتیکه یک کاسه ماست دستشه و اکبر آقا ازش میپرسه ساعت چنده؟ و کاسه ماست اصغر آقا خالی میشه رو سر پسر کوچیکش که باهاشه !!!

به اکبر آقا که زیپ شلوارش بازه و داره با خانوم همسایه سلام و احوالپرسی میکنه و نمیفهمه چرا اون خانومه داره میخنده!!!

به نوه فخری خانوم که اومده واسه مامان بزرگش یک کیلو گوشت بخره و یک پونصد تومنی دستشه!!!

 

و اما چرا به این چیزها میخندیم؟!

 

چون نمیدونیم اصغر آقا پول 2 ساعت اضافه کاری دیشبش رو که تو اون مدت کوچه خیابون بالایی رو ساعت 2 شب جارو کشیده بود داده بود و ماست حریده بود و حالا چقدر داره غصه میخوره!!!

جون نمیدونیم اکبر آقا از دست طلبکارهایی که در به در دنبال پولشون هستن داره از خونه میزنه بیرون که این خانوم جلوش سبز میشه و طلب کارها سر خواهند رسید!!!

چون نمیدونیم که برای فخری خانوم 80ساله قابل باور نیست که قیمت گوشت توی 15 سال 40 برابر شده باشه!!!

چون کتاب ها رو همیشه از روی جلدشون قضاوت میکنیم!!!

/ 3 نظر / 21 بازدید
هالو هفت شنبه

کتابها رو از روی قیمتش باید قضاوت کرد . شاد باشی

جانبازربذه نشين

یاالله سلام بردلاور . ضمن عرض خسته نباشید با مطلب جدید (جانبازربذه نشین)بروزم . امیدوارم قبول زحمت فرموده و ما را از راهنمائی های خود بی نصیب نفرمائیدالتماس دعا برای شادی ارواح مقدس شهدا صلوات[گل]

دختر سردرگم

برادران دعوا نکنید فقط رنگ کتاب مهمه مثلا صورتی باشه خودم خریدارم....نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟